سلام
يه كتاب خيلي جالب و عر�اني دارم مي خونم .اسمش كيمياگر هست ونوشته پائولو كوئيلو ،ترجمشو هم آقاي دل آراقهرمان كرده.داستان كوچيكي رو اولش نوشته بود كه اين بود:
مرد جوان و زيبائي كه هر روز به كنار درياچهاي مي ر�ت تا زيبايي خويش را در آب تماشا كند.او آنچنان مجذوب تصوير خويش مي شد كه روزي به آب ا�تاد و در درياچه غرق شد .در مكاني كه به آب ا�تاده بود، گلي روئيد كه آن را گل نرگس ناميدند.
پس از مرگ نرگس ، پريان جنگل به كنار درياچه آب شيرين آمدند و آن را لبالب از اشگهاي شور يا�تند.
پريان پرسيدند: چرا گريه مي كني ؟
درياچه جواب داد: من براي نرگس گريه مي كنم.
پريان گ�تند: هيچ جاي تعجب نيست، چون هر چند كه پيوسته در بيشه ها به دنبال او بوديم تنها تو بودي كه مي توانستي از نزديك زيبايي او را تماشا كني.
آنگاه درياچه پرسيد:مگر نرگس زيبا بود؟
پريان Ø´Ú¯Ù�ت زده پرسيدند:Ú†Ù‡ كسي بهتر از تو اين را مي داند؟ او هر روز در ساØÙ„ تو مي نشست Ùˆ به روي تو خم ميشد !
درياچه Ù„ØØ¸Ù‡ اي ساكت ماند Ùˆ سپس Ú¯Ù�ت: من براي نرگس گريه مي كنم،اما متوجه زيبايي او نشده بودم.من براي نرگس گريه مي كنم زيرا هر بار كه به روي من خم مي شد ،مي تونستم در ژرÙ�اي چشمانش باز تاب زيبايي خويش را ببينم
داستان جالبيه شما چي �كر مي كني؟
راستي ماه رمضان هم شروع شد ،نماز و روزه هاتون قبول.من �كر مي كنم روزه گر�تن با همه سختيش لذتي داره كه تجربش شيرينه.يه جور لذت راضي بودن از خودت و نزديكي به خدا.
يه كتاب خيلي جالب و عر�اني دارم مي خونم .اسمش كيمياگر هست ونوشته پائولو كوئيلو ،ترجمشو هم آقاي دل آراقهرمان كرده.داستان كوچيكي رو اولش نوشته بود كه اين بود:
مرد جوان و زيبائي كه هر روز به كنار درياچهاي مي ر�ت تا زيبايي خويش را در آب تماشا كند.او آنچنان مجذوب تصوير خويش مي شد كه روزي به آب ا�تاد و در درياچه غرق شد .در مكاني كه به آب ا�تاده بود، گلي روئيد كه آن را گل نرگس ناميدند.
پس از مرگ نرگس ، پريان جنگل به كنار درياچه آب شيرين آمدند و آن را لبالب از اشگهاي شور يا�تند.
پريان پرسيدند: چرا گريه مي كني ؟
درياچه جواب داد: من براي نرگس گريه مي كنم.
پريان گ�تند: هيچ جاي تعجب نيست، چون هر چند كه پيوسته در بيشه ها به دنبال او بوديم تنها تو بودي كه مي توانستي از نزديك زيبايي او را تماشا كني.
آنگاه درياچه پرسيد:مگر نرگس زيبا بود؟
پريان Ø´Ú¯Ù�ت زده پرسيدند:Ú†Ù‡ كسي بهتر از تو اين را مي داند؟ او هر روز در ساØÙ„ تو مي نشست Ùˆ به روي تو خم ميشد !
درياچه Ù„ØØ¸Ù‡ اي ساكت ماند Ùˆ سپس Ú¯Ù�ت: من براي نرگس گريه مي كنم،اما متوجه زيبايي او نشده بودم.من براي نرگس گريه مي كنم زيرا هر بار كه به روي من خم مي شد ،مي تونستم در ژرÙ�اي چشمانش باز تاب زيبايي خويش را ببينم
داستان جالبيه شما چي �كر مي كني؟
راستي ماه رمضان هم شروع شد ،نماز و روزه هاتون قبول.من �كر مي كنم روزه گر�تن با همه سختيش لذتي داره كه تجربش شيرينه.يه جور لذت راضي بودن از خودت و نزديكي به خدا.
